محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
469
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
ز امتحان طبع مريم زاد « 1 » بر چرخ دوم * تير « 2 » عيسى نطق را در خركمان آوردهام اما بخاطر اين شكسته خاطر مىرسد كه خركمان در اين بيت نيز بمعنى اول انسب باشد « 21 » . خفتان - جامهء قزاگند كه در روز جنگ پوشند . مثالش شيخ سعدى گويد : شعر « 3 » نبينى كه در معرض تيغ و تير * بپوشند خفتان به زير حرير خستوان - [ بفتح خا و سكون سين و ضم تاى قرشت ] بمعنى اقرار و اعتراف كنندگان باشد . مثالش شاعر گويد : شعر « 3 » يكى پند خوب آمد از هندوان * بر آن خستوانند نا خستوان خفدان - به وزن و معنى همان خفتان مرقوم . خرمن - بمعنى تودهء غله و غيره « 3 » باشد و بمعنى هالهء ماه نيز آمده . مثالش بمعنى اول شيخ سعدى گويد : بيت خداوند خرمن زيان مىكند * كه بر خوشهچين سرگران مىكند مثال معنى دوم رضى نيشابورى فرمايد : بيت « 3 » ماه بىخاك جناب تو چنان تنگ آمد * كه بر آن دايرهء خرمن زندان ديدم بمعنى مطلق توده نيز آمده . چنان كه انورى « 4 » گويد : بيت خالى مدار خرمن آتش ز دود عود * تا در چمن ز بيضهء كافور خرمن است خونخين - [ بعد از واو باى فارسى و خاء معجمه و ياى حطى ] موميائى باشد در مؤيد ، اما اشعار بحركتش نكرده . « 22 » مع الواو خو - [ بفتح خاء ] چوببندى كه بنايان بر سر آن ايستند و كار كنند . مثالش شمس فخرى گويد :
--> ( 1 ) اصل : ذات . ( متن از ديوان خاقانيست ) . ( 2 ) الف : تيرى . ( 3 ) كلمه از « ن » است . ( 4 ) « ب » : خاقانى . ( 21 ) در برهان معنى گرفتار شدن مردم در تعبى و آزارى و تهلكهاى نيز هست . ( 22 ) در برهان به وزن دوربين ضبطست .